على محمدى خراسانى
86
شرح رسائل (فارسى)
واقعى است يعنى ذات ثبت له الفسق واقعا نه اينكه مراد معلوم الفسق باشد ، آرى اگر آيه اينچنين بود كه : ان جاءكم معلوم الفسق بنبإ . . . . شما مىتوانستيد بگوئيد : پس اگر مظنون يا مشكوك يا محتمل الفسق بود تبين واجب نيست آنگاه مفهوم آيه به درد شما مىخورد ولى آيه فرموده : إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ . . . و مراد فاسق واقعى است يعنى اگر مخبرى در واقع فاسق بود بايد در خبرش تبيّن كرد بنابراين منطوق آيه تعميم مىيابد و شامل مىشود معلوم الفسق را [ يعنى كسى كه ما يقين داريم كه در واقع فاسق است و حال او بر ما روشن است پس بايد تبين كنيم ] و مظنون الفسق را [ يعنى كسى را كه احتمال قوى مىدهيم كه در واقع فاسق باشد و خبرش حجت نباشد در اينجا بايد ابتدا از حال خود مخبر تبين كنيم كه آيا در واقع عادل است يا فاسق و پس از ظهور فسق بايد از حال خبرش تبين كنيم كه آيا صدق است يا كذب ] و مشكوك الفسق را [ يعنى كسى را كه شك داريم آيا در واقع فاسق است يا خير باز هم بايد ابتدا از حال خود مخبر تبين نموده و پس از معلوليت فسق از حال خبرش تبين كنيم ] . و ثانيا به حكم مقدّمهء ثانيه مراد از فاسق اعم است از مرتكب كبائر و مرتكب صغائر پس در خبر مخبرى كه مرتكب كبيره است بايد تبين كرد و هكذا در خبر مرتكب صغيره ، با اين محاسبه منطوق آيه شامل مىشود شش گروه را . 1 - كسى را كه يقين داريم كه مرتكب كبيره است 2 - كسى را كه مرتكب صغيره باشد قطعا . 3 - كسى را كه ظن داريم به ارتكاب او كبيره را 4 - كسى را كه ظن داريم كه مرتكب صغيره مىشود 5 - كسى را كه شك داريم كه كبيره مرتكب مىشود يا نه 6 - كسى را كه شك داريم در ارتكاب او صغيره را و دلالت مىكند